مهراد جون مهراد جون ، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره

خاطرات مامانی و مهراد

خرداد ۱۴۰۰

سلام زندگی مامان و بابا. عزیزدلم مهرادم ۸ سال و سه ماه و نیم هست تو پیش منی و خیلی خیلی از خدا ممنونم که پسر گلی مثل تو رو به من و پدرت هدیه داد دو هفته ای می شه پایه دوم ابتدایی رو تموم کردی و تعطیل شدی امیدوارم تابستون خوبی رو پشت سر بزاریم و شاد و سلامت باشی خیلی دوستت داریم عزیزم چند تا عکسم از ۸ سالگیت برای یادگاری میزارم انشاله همیشه در تمام مراحل زندگیت موفق و شاداب باشی عزیزم " ...
16 خرداد 1400

کلاس دوم مهراد

سلام سلام به پسر گلم مهراد. کلاس دوم شدی و این روزها تو خونه درس می خونی و مدرسه نمیری انشاله هر چه زودتر این شرایط و این روزها تموم بشه و به روال قبل زندگی کنیم. عزیزم مهرادم یادگیریت تو درس ها خیلی خوبه خیلی خداروشکر می کنم تو رو دارم چند تا عکسم بعد از درست کردن کاردستی ها گرفتم و فرستادم تو گروه کلاسیت اینجا میزارم برای یادگاری عشق مامان انشاله همیشه در تمام مراحل زندگیت موفق و شاد باشی عزیزم ️ ️ " نوشتنم تمام شد"...
4 آذر 1399

جشن الفبا

مهراد مهربونم سلام پسر دوست داشتنی و عزیزم سال اول ابتدایی و یادگیری درس و کتابات تموم شد و به خاطر شرایط موجود نشد برایت تو مدرسه جشن الفبا بگیریم برای یادگاری هر کس برای پسرش تاج درست کرد و عکس یادگاری انداخت. منم خواستم برای یادگاری عکست رو بزارم تو وبلاگت عزیزترینم انشاله جشن پایان دانشگاه انشاله در تمام مراحل زندگی ات موفق و پیروز و شاد باشی ️ " نوشتنم تمام شد"...
25 ارديبهشت 1399

مهراد و گردش

سلام به پسر گلم مهراد نفس مامان امروز همگی به گاوداری دایی رضا رفتیم و اونجا حسابی بازی، خاک بازی و شلوغ کاری کردی یعنی کامل کامل انرژیت خالی شد چند تا عکس از مهراد در اردیبهشت ۹۹ اینجا با دایی فرغون سواری کردی و حسابی بهت خوش گذشت. چند تا عکسم بزارم که تو پارک ازت گرفتم عزیزدلم دوستت داریم خیلی زیاد ...
20 ارديبهشت 1399

فروردین ۹۹ در باراجین

سلام به پسر گل و دوست داشتنیم مهراد عزیزم یه ماهی میشه از سال ۹۹ گذشته و مدارس از اسفند ۹۸ تعطیله و معلمتون به صورت مجازی تدریس میکنه. خیلی سخت شده برای مادرها ولی چاره ای نداریم به خاطر سلامتی بچه ها مجبوریم تحمل کنیم برای خودت تو هم خونه موندن و قرنطینه بودن خیلی سخت و حوصله سر بره. بعضی وقتها انیمیشن میبینی و با بابا بازی میکنی و درس میخونی. ولی یه هفته ای میشد حالت خوب نبود و گریه میکردی بهانه میگرفتی و اصلا دوست نداشتی درساتو بنویسی و خیلی بد همکاری میکردی. خلاصه بعد از دو ماه تصمیم گرفتم بهتو ببرم باراجین یکم اونجا بازی کردی و اخلاقت خوب شد خداروشکر میکنم که یکم سر حال شدی . عزیزم واقعا منم خیلی ناراحتم به خاطر اینکه مجبورم تو خونه ...
6 ارديبهشت 1399

بهار ۹۹

سلام به عزیزترین پسر دنیا عزیز دلم سال ۱۳۹۹ مبارک باشه انشاله سال خوب و پربرکتی باشه برای همه انشاله تو این  سال بیشتر از سال قبل بخندی و شاد تر باشی. خیلی خیلی برای من و بابا عزیزی . امسال به خاطر ویروس کرونا هیچ جا عید دیدنی نمی ریم و همش خونه هستیم خیلی خیلی برای تو سخته و میگی حوصله ام سر رفت چی کنم ولی چاره ای نیست عزیزم برای من و بابایی و همه آدم ها سخته ولی به خاطر سلامتی خودمون و بقیه باید رعایت کنیم انشاله این روزها تموم شه و آزادی و راحتی میاد. انشاله همیشه لبات بخنده مهراد جووونم هشتمین بهار زندگیت مبارک باشه. مهربونم دوستت داریم خیلی زیاد این عکسم سه روز قبل از سال جدید گرفتم میزارم تو وبلاگت یادگاری باشه برا...
1 فروردين 1399

جشن تولد ۷ سالگی

سلام به پسرم گلم مهراد . عزیز مامان و بابا و شیرینی و قشنگی زندگی من و پدرت عزیزدلم امروز سه روزی میشه که وارد ۸ سالگی شدی و شمع هفت رو فوت کردی . انشاله همیشه شاد و خوش و سلامت باشی. انشاله بتونم هر سال جشن تولدتو بگیرم و شادیت رو ببینیم. ️ به پیشنهاد خودت کیک مرد عنکبوتی سفارش دادیم و لباسشم میخواستی ولی متاسفانه هر چی گشتیم سایزت پیدا نکردیم کادو هم از طرف خاله مهدیه و دایی امید و دایی رضا صبح تولدت با خاله مهدیه رفتیم دو تا اسباب بازی انتخاب کردی و خاله لیلا و مامان جون و آقا جون نقدی دادن عکس های جشن تولد ۷ سالگی عزیزم مهراد : نفس مامان و بابا امیدوارم همیشه لبت خندون و تنت سلامت باشه و به آرزوهای قشنگت برسی ...
5 اسفند 1398