مهراد جون مهراد جون ، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 3 روز سن داره

خاطرات مامانی و مهراد

اولین کادو روز مادر پسرم

سلام به عزیزدلم مهراد . نفس مامان امروز روز مادر بود و شما قشنگ ترین هدیه رو به من دادی. وقتی از مدرسه اومدی گفتی مامان چشماتو ببند چشم هامو بستم بعدش گفتی باز نکنی گفتم نه تا وقتی تو بگی . بعدش چند ثانیه گفتی چشماتو باز کن نگاه کردم دیدم برام کارت تبریک روز مادر درست کردی تو مدرسه عزیز دلمو بغل کردم و چند تا بوست کردم و ازت تشکر کردم به خاطر هدیه قشنگت. ممنون مهراد جوووون ️ ️ فدات بشم اینقدر قشنگ برام نقاشی کشیدی و روز مادرو تبریک گفتی راستی تولدتم نزدیکه و هفتمین تولدت رو جشن میگیریم انشاله امروز تمام حرف های اسمتو یاد گرفتی عزیزدلم. یادگیری اسمتم مبارک این عکس مهرادم با هم کلاسی هاش که حروف اسمش رو کامل یاد گ...
26 بهمن 1398

یلدا ۹۸

سلام به عزیز دلم مهراد هفتمین یلدات مبارک مهرادم. امسال خونه مامان جون کرسی گذاشته بودن شما هم خیلی استقبال کردی و خوشت اومد. رفته بودی زیر لحاف کرسی نشسته بودی و میگفتی چقدر گرمه. آقا جونم برات میوه پوست میگرفت و میوه میزاشت دهنت. آقا جونم همش میگفت من مهرادو از همه بیشتر دوستش دارم و مهرادم حسابی خوشحال میشد و ذوق میکرد فکر میکردم چون صبح زود بیدار شده بودی و مدرسه رفته بودی شب یلدا اذیت بشی و مامان رو اذیت کنی ولی آقا بودی و بهت افتخار میکنم ...
1 دی 1398

پاییز سرد ۹۸

عزیزدلم مهرادم از ته دلم به وجودت افتخار میکنم و دوستت دارم خداروشکر میکنم که تو رو به من و بابا امیر هدیه داده نوشته های بالا رو هر روز به خودت میگم ️ درس و مشق رو دوست داری و با میل و علاقه انجام میدی یادگیریتم عالیه تولد بابا امیرم مبارک . امیرجانم بابت تمام زحماتی که برای خانواده ات میکشی ممنونم من و مهراد عاشقتیم نوشتنم تمام شد خدایا به خاطر خانواده خوب و همسر خوب و فرزند خوبی که عطا کردی هزاران مرتبه شکر ...
19 آذر 1398

کلاس اولی مهراد

عزیزم دلم سلام . امروز نزدیک دو ماهه که مدرسه میری خداروشکر میکنم که خوب کنار اومدی و راحت میری و اذیت نمیکنی. ماه اول که نگاره ها رو درس دادن از آبان ماه آموزش حروف الفبا رو  شروع کردن. معلمتون سخت گیره و خوب باهاتون کار میکنه هر چند که اولش بعضی از مامان ها اعتراض کردن که تکالیف زیاده و ... ولی با صحبت های خانم اخلاصی قانع شدن و راضی واقعا خوشحالم که مدرسه و درس رو دوست داری عزیزم واقعا از داشتن پسرم خوشحال و شادم و از خدا ممنونم😍😘 ...
25 آبان 1398

دندون نیش

سلام عزیزم مهراد نازنینم😙 پسر گلم کم کم داره شهریورم تموم میشه به کلاس اول مهراد نزدیک میشیم پسرم تابستون رو کلاس شنا و کلاس نقاشی رفت. کلاس شنا رفتن مهرادم این طوریه که اولش سخته رفتن بعدش که میره عاشق آبه و نمیشه از آب اورد بیرون🤣🤣 یه خبر جدید دندون پایینی مهراد پارسال تو پاییز افتادن دندون های جلوی هم شهریور امسال  فدای پسرم شم کم کم داره بزرگ میشه آقا میشه و مستقل واقعا به وجودت افتخار میکنم اینم لباس فرم کلاس اولش هست     ...
12 شهريور 1398

یه روز بهاری با بابا امیر

امروز پنج شنبه  ۱۲ اردیبهشت بود و مهراد و بابایی با هم خونه بودن و باهم رفته بودن برای مهراد لباس ورزشی و کفش ورزشی خریده بودن بعدش رفته بودن پارک مهراد حسابی با دوچرخه و توپش مشغول بوده و خوش گذرونده بود. این عکس ها رو هم بابا امیر گرفته بود گفتم سریع بزارم تو وبلاگت تا یادم نرفته. مهراد فوتبالیست گل پسرم با لباس های جدیدش😘😘 ...
12 ارديبهشت 1398