پسرم دوستت دارم
مهراد گلم عزیزم خیلی وقته برات چیزی ننوشتم به خاطر این که مامانت مریض شد و بیمارستان بودم مهرادم پیش مامان جون بود.2 هفته خونه آقاجون بودی حسابی بهت خوش گذشت چون مهدیه خاله و لیلا خاله و رضا دایی همش با مهرادجون بازی می کردن و یه لحظه تنها نبودی از همه مهمتر مامان جون نازت رو میکشید.شبا پیش مامان جون می خوابیدی هرموقع آقاجون و رضادایی از سر کار برمیگشتن خونه تو چهاردست و پا تند تند میرفتی بغلشون چندتا بوس میکردن بعدش میومدی زمین بازی میکردی اگه بغلت نمیکردن همش صداشون می کردی خلاصه بهت خوش گذشت وقتی اومدیم خونمون روز اول از من جدا نمیشدی گریه هم می کردی تا کم کم به خونه عادت کردی. آبان امسال پسرعموآقاجون فوت کرد بعدچند روز پسرخاله...











